سلام سلام سلام.......
خوبید؟خوشید؟سلامتید؟درسلامتی کامل به سر میبرید؟هو؟؟؟؟
این کامیار ما عقده ای شده بود و میگفت چرا اول خودتو میگی!!!
منم گفتم خوب ایندفعه اول اسم تورو مینویسم......
از دوست خوبم اسی جون خیلی خیلی ممنونم که به ما نظر میدن.
قفط....
دوستان عزیز...ازتون میخوایم که در مورد مطالب وبلاگ نظر بدین و بگین که
کدمشون بهتره. مثلا...
۱- طنز ۲- داستان ۳- مطالب علمی ۴- مطالب عاشقانه۵- داستان
۶-خاطره ۷- فقط عکس ۸- فقط نوشتن ۹-اشپزی ۱۰- مخلوط....
خیله خوب حالا امروز میخوایم قاطی پاتی بنویسیم.
جوک:
۱- یه روز یه مرده میخوره به نرده بر میگرده....
۲- یه غضنفر میره روی ترازو برای اینکه جلوی دوستاش کم نیاره شکمشو میده تو...
۳-اگر دیدی حجوانی بر درختی تکیه کرده ، بدان بنزین نداره سکته کرده...
خوب خوب خوب.
چندتا معما:
۱- یه روز ۴ تا مورچه میرن حموم ۳ تاشون بر میگرده اگه گفتید چرا؟
جواب: چون یکیشون به صابون چسبیده.... 
۲- اگه یه رشتیه یه ترکرو ببینه که داره تو دریا غرق میشه چی میگه؟
جواب: اووووو، خر ماهی رو نگاه کن....
۳- اگر دیدی جوانی ریش گذاشته نشانه ی چیست؟
جواب: بدان دوست دخترش تنهاش گذاشته....
حالا یکم متن ادبی...
۱- میگویند شیشه احساس نداره ولی وقتی روی بخار شیشه نوشتم
i loveyou
شیشه گریست...
۲- هر وقت دلم برات تنگ میشه میرم پشت ابرها گریه میکنم پس هر وقت
بارون اومد بدون که دلم برات تنگ شده...
حالا یه شعر از سهراب سپهری:
در دوردست
قویی پریدهبی گاه از خواب
شوید غبار نیل ز بال و پر سپید.
لب های جویبار
لبریز موج زمزمه در بستر سپید.
در هم دویده سایه و روشن
لغزان میان خرمن دوده
شبتاب می فروزد در اذر سپید
همپای رقص نازک نی زار
مرداب می گشاید چشم تر سپید
خطی ز نور روی سیاهی است:
گویی بر ابنوس درخشد زر سپیده.
دیوار سایه ها شده ویران
دست نگاه در افق دور
کاخی بلند ساخته با مرمر سپید...
خوب دیگه امیدواریم خوشتون اومده باشه...
تا برنامه ی بعدی خدا نگهدار...