نامه ی مادر غضنفر به مادرش
غضنفر جان سلام. ما اینجا حالمام خوب است . من اینجا نامه را میگویم و
جعفر اقا کفاش براید مینویسد.

بهش گفتم که این غضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نخوانده است و نمیتواند
تند تند بخواند ، ارام ارام بنویس تا عقب نیوفتد.

غضنفر جان ما اسباب کشی کردیم و به ده کیلومتر ان طرف تر رفته ایم
ادرس جدید را نداریم ولی اگر خواستی نامه بدهی به همان پلاک بده

چون پدرت پلاک قبلی را کنده و روی این زده تا فامیل به همین ادرس
بیاین، غضنفر جان ان کت و شلوار نارنجیه که خواسته بودی

مجبور شدم برایت جدا جدا بفرستم، دکمه های فلریش سنگینش کرده
بود ، ولی نگران نباش ، دکمه ها رو هم جدا فرستادم.

ببخشید معطل شدی جعفر اقا رفته بود دستشویی. خواهرت رو بردم
کلاس شنا ، اونجا گفتند فقط مایوی یه تیکه باید بپوشند.

منم بهش گفتم چون مایوت دو تیکه خودت تصمیم بگیر کدوم تیکه شو
نپوشی. اون یکی خواهرت هم امروز فارغ شد هنوز نمیدونم پسره یا

دختر ، بعدا که فهمیدم بهت میگم عمو شدی یا دایی. راستی حسن اقا
هم مرد . پدرش وصیت کرده بود که بدازنش تو دریا حسن اقا هم

داشت زید دریا قبر میکند نفس کم اورد مرد. خوب دیگه خبری نیست
قربانت مادرت ، راستی میخواستم کمی پول برایت بفرستم یادم افتاد

خیلی دیر شده و من این نامه رو برات فرستادم.
امید وارم خوشتون اومده باشه.
بای بای تا پست بعدی
(توصیه ای جدی: اگه نگیدمن چی تو وبلاگ بذارم خودمو میکشم
)
بای