سلام سلام سلام
خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟ چه خبرا؟ از نظرات ممنونم.
امروز داشتم با دست پر میومدم که یهو دوباره دستم رفت رو یه
دکمه و رفت صفحه ی اول!!!!!
بریم سر اصل مطلب:

يارو به زنش ميگه برو مهريه تو بزار اجرا تا با پولش خونه بخريم
يارو ميره خواستگاري روش نميشده بگه چوپونم ميگه لوازم يدكي گوسفند دارم
يكي عاشق ميشه روسردرخونش مئ نوئسه به زودي دراين مكان عروسي برگزارميشود
روباهي به زاغي گفت: چه سري!چه دمي!عجب پايي!
زاغ: بي ناموس خجالت بكش. اون موقع كلاس دوم بودم,الان نامزد دارم!
كارگر رو ميخواستن دار بزنن ميگن حرف ديگه اي نداري بر ميگرده ميگه كارگر نميخواي
ميخوام دورت بگر
دم اما كو بنزين

قابل توجه ی اقایون و خانمهایی که چت میکنند!!
ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟
مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود .
قدر مادراتونو بدونید که خیلی براتون زحمت کشیدن، مامان جونم ازت ممنونم

خوب دیگه امیدوارم خوشتون اومده باشه!
بای بای...
