تبليغاتX
منگولی جات
   
منگولی جات
منو اون توی دنیا چی داریم غیر یه وبلاگ؟!
 
 
آرشيو مطالب

هفته سوم مهر 1388

هفته چهارم شهریور 1388

هفته اوّل شهریور 1388

هفته سوم مرداد 1388

هفته چهارم تیر 1388

هفته چهارم بهمن 1387

هفته دوم بهمن 1387

هفته چهارم دی 1387

هفته اوّل دی 1387

هفته چهارم آبان 1387

هفته دوم آبان 1387

هفته چهارم مهر 1387

هفته دوم مهر 1387

هفته اوّل مهر 1387

هفته سوم شهریور 1387

هفته دوم شهریور 1387

هفته چهارم مرداد 1387

هفته سوم مرداد 1387

هفته دوم مرداد 1387

هفته چهارم تیر 1387

هفته سوم تیر 1387

هفته دوم تیر 1387

هفته اوّل تیر 1387

هفته چهارم خرداد 1387

هفته دوم خرداد 1387

هفته چهارم فروردین 1387

____________________
منگولات اخیر

پوچی پاچی پو

خیش خیش

شلپ شولپ

بیب بیب قام قام

قام قاممممممممممم

تولوپ لوتوپ

دنگ بنگ بنگ دنگ...

بولنگ بولنگ گوپس گوپس

دو دو دو دورو....

تالاپ تولوپ

____________________
پیوند ها

kOchOlO

ترانه ها... (همه چی داره..)

ورود دختران ممنوع!

برای همه...

دانشگاه پیام نور

ابریشم ( اسی جون)

وروجکی با کفش های کتانی

جایی شبیه قلب من

گوجه سبز ترش

حنا دختری در مزرعه

سیروش ( پر از خنده)

دخـــــتر مشرق زمین

فوتبال... رپ... کشتی کجو...

یه وبلاگ پر از چیزای جورواجور

ویرگولی...

شوک!...

دختر آریایی

کشتی کج

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

چهارشنبه 8 آبان1387

شالاپ شولوپ

سلام سلام سلام

خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟ چه خبرا؟ از نظرات ممنونم.

امروز داشتم با دست پر میومدم که یهو دوباره دستم رفت رو یه

دکمه و رفت صفحه ی اول!!!!!

بریم سر اصل مطلب:

مرکز جوک های من

يارو به زنش ميگه برو مهريه تو بزار اجرا تا با پولش خونه بخريم

يارو ميره خواستگاري روش نميشده بگه چوپونم ميگه لوازم يدكي گوسفند دارم

يكي عاشق ميشه روسردرخونش مئ نوئسه به زودي دراين مكان عروسي برگزارميشود

روباهي به زاغي گفت: چه سري!چه دمي!عجب پايي!

زاغ: بي ناموس خجالت بكش. اون موقع كلاس دوم بودم,الان نامزد دارم!

كارگر رو ميخواستن دار بزنن ميگن حرف ديگه اي نداري بر ميگرده ميگه كارگر نميخواي

ميخوام دورت بگرامیدوارم خوشتون اومده باشه واسه خوندن بقیه اش هم برین سایت اصلی..دم اما كو بنزين


اینجارو!!!

قابل توجه ی اقایون و خانمهایی که چت میکنند!!


ساعت 3 شب بود كه صداي تلفن , پسري را از خواب بيدار كرد. پشت خط مادرش بود .پسر با عصبانيت گفت: چرا اين وقت شب مرا از خواب بيدار كردي؟

مادر گفت:25 سال قبل در همين موقع شب تو مرا از خواب بيدار كردي؟ فقط خواستم بگويم تولدت مبارك. پسر از اينكه دل مادرش را شكسته بود تا صبح خوابش نبرد , صبح سراغ مادرش رفت . وقتي داخل خانه شد مادرش را پشت ميز تلفن با شمع نيمه سوخته يافت... ولي مادر ديگر در اين دنيا نبود .

 قدر مادراتونو بدونید که خیلی براتون زحمت کشیدن، مامان جونم ازت ممنونم

مامان جون دوستت دارم

خوب دیگه امیدوارم خوشتون اومده باشه!

بای بای...

دوستتون دارم... بای بای بای بای

 
Blog Skin