

سلام سلام سلام!
خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟! چه خبرا؟
خوش میگذره؟! آقا من که رفتم زیر کامیون!!!
منظورم اینه که تصادف کردم و چند روز بیمارستان بودم!
پست امروزم هم مختص به تصادف کردنمه!
اقا با کامیار رفته بودیم چندتا کتاب مربوط به دانشگاه رو بخریم
اتفاقا اونجا هم یکی از بچه های دانشگاه که با هم لج بودیم
هم بود! جفتمون رفتیم سر قفسه و کتاب مورد نظر رو برداشتیم
حساب کردیم و با کامیار رفتیم بیرون!
رفتیم وایسادیم وقتی چراغ قرمز شد از خط عبور پیاده 
داشتیم رد میشدیم که یهو یه ماشین اومد و زد به پای بنده!
و من مردم!
خداروشکر یارو وجدانش بیدار بود و منو کامی رو انداخت بالاو
رسوندمون بیمارستان، خداروشکر فقط پام شکسته بود و بعد
یه عمل کوچولو پام خوب شد!
منم از آقاهه گذشتم و اونم رفت!

پایان

و اما چندتا عکس واسه بچه های خوبی که اومدن و نظر دادن!

نازی ! چقدر خوشمله ان!

گیلاس قلبی!

کور کردی ماهی بیچاره رو! 


من عاشق این دوتا عکسم! وای خدا! 
و حالا یه داستان باحال!
تعدادي مرد در رخت كن يك باشگاه گلف هستند
موبايل يكي از آنها زنگ مي زند
مردي گوشي را بر ميدارد و روي اسپيكر مي گذارد و شروع به صحبت مي كند
همه ساكت ميشوند و به گفتگوي او با طرف مقابل گوش مي دهند
مرد: بله بفرماييد
زن: سلام عزيزم منم باشگاه هستي؟
مرد:سلام بله باشگاه هستم
زن: من الان توي فروشگاهم يك كت چرمي خيلي شيك ديدم فقط هزار دلاره ميشه بخرم؟
مرد: آره اگه خيلي خوشت اومده بخر
زن:مي دوني از كنار نمايشگاه ماشين هم كه رد ميشدم ديدم اون مرسدس بنزي كه خيلي دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خيلي دلم ميخواد يكي از اون ها رو داشته باشم
مرد:چنده؟
زن:شصت هزار دلار
مرد:باشه اما با اين قيمتي كه داره بايد مطمئن بشي كه همه چيزش رو به راهه
زن: آخ مرسي يه چيز ديگه هم مونده اون خونه اي كه پارسال ازش خوشم ميومد رو هم واسه فروش گذاشتن 950000 دلاره
مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه ميتوني بخرش
زن: باشه بعدا ميبينمت خيلي دوست دارم.
مرد:خداحافظ
مرد گوشي را قطع ميكند مرد هاي ديگر با تعجب مات و مبهوت به او خيره ميشوند
بعد مرد مي پرسد: اين گوشي مال كيه؟؟؟
خوب خوب خوب! امیدوارم خوشتون اومده باشه!
راستی امروز یه تولد هم داریما!
تولد وبلاگ ویرگولی...

www.virgooly.blogfa.com




اینم از این! خوب! دوستای خوبم ، منتظر نظراتتون هستم!
بای بای!
