تبليغاتX
منگولی جات
   
منگولی جات
منو اون توی دنیا چی داریم غیر یه وبلاگ؟!
 
 
آرشيو مطالب

هفته اوّل آذر 1388

هفته سوم مهر 1388

هفته چهارم شهریور 1388

هفته اوّل شهریور 1388

هفته سوم مرداد 1388

هفته چهارم تیر 1388

هفته چهارم بهمن 1387

هفته دوم بهمن 1387

هفته چهارم دی 1387

هفته اوّل دی 1387

هفته چهارم آبان 1387

هفته دوم آبان 1387

هفته چهارم مهر 1387

هفته دوم مهر 1387

هفته اوّل مهر 1387

هفته سوم شهریور 1387

هفته دوم شهریور 1387

هفته چهارم مرداد 1387

هفته سوم مرداد 1387

هفته دوم مرداد 1387

هفته چهارم تیر 1387

هفته سوم تیر 1387

هفته دوم تیر 1387

هفته اوّل تیر 1387

هفته چهارم خرداد 1387

هفته دوم خرداد 1387

هفته چهارم فروردین 1387

____________________
منگولات اخیر

جاکومب پاکومب

پوچی پاچی پو

خیش خیش

شلپ شولپ

بیب بیب قام قام

قام قاممممممممممم

تولوپ لوتوپ

دنگ بنگ بنگ دنگ...

بولنگ بولنگ گوپس گوپس

دو دو دو دورو....

____________________
پیوند ها

kOchOlO

ترانه ها... (همه چی داره..)

ورود دختران ممنوع!

برای همه...

دانشگاه پیام نور

ابریشم ( اسی جون)

وروجکی با کفش های کتانی

جایی شبیه قلب من

گوجه سبز ترش

حنا دختری در مزرعه

سیروش ( پر از خنده)

دخـــــتر مشرق زمین

فوتبال... رپ... کشتی کجو...

یه وبلاگ پر از چیزای جورواجور

ویرگولی...

شوک!...

دختر آریایی

کشتی کج

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

 

 
 
 

چهارشنبه 25 شهریور1388

خیش خیش

اینم تقدیم به کیمیای عزیزم...

سلام سلام سلام!

خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟! چه خبرا؟

خوش میگذره؟! آقا من که رفتم زیر کامیون!!!

منظورم اینه که تصادف کردم و چند روز بیمارستان بودم!

پست امروزم هم مختص به تصادف کردنمه!

اقا با کامیار رفته بودیم چندتا کتاب مربوط به دانشگاه رو بخریم

اتفاقا اونجا هم یکی از بچه های دانشگاه که با هم لج بودیم

هم بود! جفتمون رفتیم سر قفسه و کتاب مورد نظر رو برداشتیم

حساب کردیم و با کامیار رفتیم بیرون!

رفتیم وایسادیم وقتی چراغ قرمز شد از خط عبور پیاده

داشتیم رد میشدیم که یهو یه ماشین اومد و زد به پای بنده!

و من مردم!

خداروشکر یارو وجدانش بیدار بود و منو کامی رو انداخت بالاو

رسوندمون بیمارستان، خداروشکر فقط پام شکسته بود و بعد

یه عمل کوچولو پام خوب شد!

منم از آقاهه گذشتم و اونم رفت!

پایان

اتل متل توتوله!

و اما چندتا عکس واسه بچه های خوبی که اومدن و نظر دادن!

آخی! چقدر بامزن!

نازی ! چقدر خوشمله ان!

عشق گیلاسی!

گیلاس قلبی!

آخی! بیچاره ماهیه!

 کور کردی ماهی بیچاره رو!

حالا اینو نگاه کن!وای نگاش کن!

من عاشق این دوتا عکسم! وای خدا!


و حالا یه داستان باحال!

تعدادي مرد در رخت كن يك باشگاه گلف هستند
موبايل يكي از آنها زنگ مي زند
مردي گوشي را بر ميدارد و روي اسپيكر مي گذارد و شروع به صحبت مي كند
همه ساكت ميشوند و به گفتگوي او با طرف مقابل گوش مي دهند
مرد: بله بفرماييد
زن: سلام عزيزم منم باشگاه هستي؟
مرد:سلام بله باشگاه هستم
زن: من الان توي فروشگاهم يك كت چرمي خيلي شيك ديدم فقط هزار دلاره ميشه بخرم؟
مرد: آره اگه خيلي خوشت اومده بخر
زن:مي دوني از كنار نمايشگاه ماشين هم كه رد ميشدم ديدم اون مرسدس بنزي كه خيلي دوست داشتم رو واسه فروش آوردن خيلي دلم ميخواد يكي از اون ها رو داشته باشم
مرد:چنده؟
زن:شصت هزار دلار
مرد:باشه اما با اين قيمتي كه داره بايد مطمئن بشي كه همه چيزش رو به راهه
زن: آخ مرسي يه چيز ديگه هم مونده اون خونه اي كه پارسال ازش خوشم ميومد رو هم واسه فروش گذاشتن 950000 دلاره
مرد: خوب برو بگو 900000 تا اگه ميتوني بخرش
زن: باشه بعدا ميبينمت خيلي دوست دارم.
مرد:خداحافظ
مرد گوشي را قطع ميكند مرد هاي ديگر با تعجب مات و مبهوت به او خيره ميشوند
بعد مرد مي پرسد: اين گوشي مال كيه؟؟
؟


خوب خوب خوب! امیدوارم خوشتون اومده باشه!

راستی امروز یه تولد هم داریما!

تولد وبلاگ ویرگولی...

www.virgooly.blogfa.com

تولد تولد تولدش مبارک!...تولد تولد تولدش مبارک!...تولد تولد تولدش مبارک!...


اینم از این! خوب! دوستای خوبم ، منتظر نظراتتون هستم!

بای بای!

 
Blog Skin